جمال الدين محمد الخوانساري

20

شرح احاديث طينت ( فارسى )

آن هر دو خلقت و جبلّت ملاحظه شده ، پس پيغمبران و مؤمنان از اولاد آنان از آن جزو كه طينت عليين است خلق شوند ، يعنى غالب در طينت ايشان آن گل يا آن خلقت است ، و آن گل ديگر يا خلقت ديگر مكنون و پنهان است ، نه اينكه در اصل ايشان آن گل ديگر يا خلقت ديگر نيست ، زيرا كه بنابراين خلق كافر از اولاد ايشان كه از آن طينت ديگر است مشكل مىشود . مگر آنكه گوئيم كه آن طينت ديگر در نطفهء ايشان از خارج داخل شود و خلق كافر از آن باشد هرچند از اولاد ايشان باشد . به اعتبار آنكه مادهء او خلق كافر از آن باشد هرچند از اولاد ايشان باشد . به اعتبار آنكه مادهء او به حسب ظاهر نطفهء ايشان باشد ، اگرچه در حقيقت خلق او از آن گل باشد كه داخل در آن شود . و اگر مراد به طينت خلقت يا جبلت باشد امر ظاهرتر مىشود ، زيرا كه ممكن است كه از نطفهء پيغمبرى يا مؤمنى كسى خلق شود كه خلقت و جبلت او مناسب جهنم باشد و او را به آنجا خواند هرچند در والد او آن خلقت و جبلت اصلا نباشد . " پس از اين - يعنى به اين سبب - مىزايد مؤمن كافر را " به اين معنى كه از آن طينت كه در او كامن است بهم رسد يا از نطفهء او به خلقتى خلق شود كه مناسب جهنم باشد و او را به كفر خواند . " و مىزايد مؤمن كافر را " به اين نحو كه مؤمن از آن طينت خوب كه در آن پنهان بوده بهمرسد ، يا از نطفهء آن به خلقت و جبلتى خلق شود كه مناسب بهشت باشد و او را به ايمان و كارهاى خوب خواند . " و از اينجا مىرسد مؤمن گناه را و از اينجا مىرسد كافر كار نيك را " يعنى رسيدن مؤمن گناهان را به اعتبار آميزش طينت او به طينت بد است و رسيدن كافر كار نيك را به سبب آميزش طينت او به طينت خوب است ، نه به اين معنى كه طينت بد در مؤمن او را مضطر كند در كردن گناه و مجبور گرداند بر آن ، بلكه به اين معنى كه آن طينت زينت دهد گناه را در نظر او و چنان شود كه ميل او به گناه زياده شود و اختيار آن كند با وجود قدرت بر ترك آن نيز ، چنان كه مذكور شد كه اين احاديث را بايد كه بر اين معنى حمل كرد . و رسيدن كافر به كار نيك نيز بر اين وجه است نه اينكه